طلوع میکنم اگر منتظر شنیدنی اگرچه بعد زخم ها نمانده از منم منی●♪♫
طلوع میکنم که تو از این خراب تر شوی اگر چه دور رفته ای بلرزی و خبر شوی●♪♫
طلوع میکنم میان گله های گرگ تر در آتش ترانه ای مهیب تر بزرگ تر●♪♫
اگر تقاص پس گرفت اگر به سازمان نساخت اگر که روزگار بد مرا دوباره بد شناخت●♪♫

گریز ناگزیر من از این خزان بهانه بود خود انتخاب کرده ام مفر من ترانه بود●♪♫
چنان کنار مرگ خود شکنجه را قدم بزدم که هرکه کینه داشته از گذشته ام ببخشدم●♪♫
لعنت به این صدای من میخواست حاشایم کند هربار گفتم محکمم لرزید رسوایم کند●♪♫
طلوع میکنم میان گله های گرگ تر در آتش ترانه ای مهیب تر بزرگ تر●♪♫
اگر تقاص پس گرفت اگر به سازمان نساخت اگر که روزگار بد مرا دوباره بد شناخت●♪♫
طلوع میکنم طلوع میکنم طلوع میکنم …●♪♫