دور نبود از عشقمون چشای بد بعد تو منم شدم دچار درد
رفتی و دلتنگیای سمی و آخرش شب آخرش قلب منو مچاله کرد
مثل قبلنا نشد چشمای تو نه نشد نفهمیدم کجا یهو
تورو گم کردم و ندیدمت خودت بگو ته این عشق چرا دو راهی شد
بیا حالم بده چند شبه خواب تورو میبینم
نیستی از طرز نگات تو قاب عکس گل عشق میچینم
شبای بارونیه تا خود صبح خیسه خیالت میشم
اگه از آسمون سنگ بیاد تا نیای میشینم
تو که دیدی رگ خواب دل دستته بیا همون حالو بم پس بده
دیگه نیستم یه چند روزه ریختم بهم نیستی