تو شفافی مثل شیشه ای من در تو خلاصه شدم

من ساقه و تو ریشه ای بی تو هر جایی که باشمو قد بکشم میخشکم
من به یاد تو بودم ای همه ی وجودم هر جایی که میرفتی از خودم پر نبودم

تا زمانی که گفتی نمیمانی و من خم شد پشتم کم کم

ای تو آرام جانم من نمیتوانم بی تو زنده بمانم

ای دردت به جانم تو دریایی و موج منم ساحل را میکشنم نرو

هر روز به هر بهانه ای میزنم بیرون از خانه به یک نشانه ای

انتخابی که مرا لرزاند و قلبم را کرده ویرانه ای

دلم شکست به جان تو که بیشترین تاثیر را تو بر من میگذاشتی

بهانه ای بودی عزیزم که دومی نداشتی